تبلیغات
  وبلاگ طرفداران امینم - مصاحبه ی امینم در مجله ی rolling stone
جمعه 30 تیر 1391  09:42 ق.ظ
نوع مطلب: (interview ،) توسط: saman mahdavi

امینم تو این تیتر می خواد به افرادی که سوء مصرف مواد مخدر دارند کمک کنه .

منبع  ; مجله ی rolling stone

 

Ambien is addictive. On his Ambien use:

Toward the end, I don’t think the shit ever put me to sleep for more than two hours. It’s very similar to what I’ve read about Michael [Jackson]. I don’t know exactly what he was doing, but I read that he kept getting up in the middle of the night, asking for more. That’s what I was doing—two, three times a night, I would get up and take more.

On the shooting death of his good friend, Detroit rapper Proof, and how addiction made him self-absorbed in his grief:

I remember days I spent just taking fucking pills and crying. One day, I couldn’t get out of bed. I didn’t even want to get up to use the bathroom. I wasn’t the only person grieving—he left a wife and kids. But I was very much in my own grief. I was so high at his funeral. It disgusts me to say it, but I felt like it was about me. I hate myself for even thinking that. It was selfish.

On getting high on methadone—a drug that most physicians and even many addiction specialists don’t believe can make you wasted:

I remember I got the methadone from somebody I’d gone to looking for Vicodin. This person said, “These are just like Vicodin, and they’re easier on your liver.” … I remember taking one in the car on the way home, and thinking, “Oh, this is great.” Just that rush.

Eminem’s just like a lot of us who committed to recovery to be here for others:

I knew I had to change my life. But addiction is a fucking tricky thing. I think I relapsed within … three weeks? And within a month it had ramped right back to where it was before. That’s what really freaked me out. That’s when I knew: either get help, or I am going to die. As a father, I want to be here for things. I don’t want to miss anything else.

Eminem apparently does not go to meetings. He wanted to attend meetings but people inevitably recognized him and wanted things from him, which made it difficult for him to be open in the group. On anonymity:

I tried some meetings—a couple of churches and things. It tended not to do me much good. People tried to be cool, but I got asked for autographs a couple of times. It made me shut down. I called a rehab counselor who’d helped me the first time. Now I see him once a week.

It’s well known that Elton John acts as his sponsor:

I speak to Elton [John]. He’s like my sponsor. He usually calls me once a week to check on me, just to make sure I’m on the up-and-up. He was actually one of the first people I called when I wanted to get clean. He was hipping me to things, like, “You’re going to see nature that you never noticed before.” Shit you’d normally think was corny but that you haven’t seen in so long that you just go, “Wow! Look at that fucking rainbow!” Or even little things—trees, the color of leaves. I fucking love leaves now, man. I feel like I’ve been neglecting leaves for a long time.

1 .در مورد امبین یک داروی خواب آور ضد افسردگی :

خب باید این مورد رو بگم که این لعنتی اواخر دیگه اون اثری رو که باید داشته باشه رو نداشت و  این مورد خیلی شبیه به چیزیه که در مورد مایکل (جکسون) خوندم . اونم هر شب از خواب بیدار می شد و تقاضای این قرص رو می کرد . منم هر شب از خواب بیدار می شدم و 2-3 تا می خوردم .

2 . در مورد مرگ دوستش پروف و اعتیادی که بدنبالش اومده بود :

من یادم میاد روزایی رو که فقط صرف خوردن اون قرصای لعنتی می کردم . یه روز اصلا از تخت پایین نیومدم . حتی واسه رفتن یه توالت هم این کارو نکردم . من تنها کسی نبودم که افسرده بودم . زن و بچه ی اون هم همین وضعیتو داشتن . من متنفرم که اینو بگم ولی تو مراسم عزاداریش مواد مصرف کرده بودم و فکر می کردم که عزای خودمه .

3 . در مورد مصرف متادون بگو دارویی که خیلی از فیزیشن ها و متخصصان اعتقاد ندارند که شخص رو مست کنه :

یادم میاد که من اولین بار متادونو از شخصی گرفتم که واسه گرفتن ویودین پیشش رفته بودم . اون در مورد این مواد گفت که مثل ویکودینه ولی اون ضرری رو که متادون واسه روده ها داره رو نداره . یادم میاد که یه دونه تو ماشین خوردم و با خودم گفتم وای این چیه دیگه .

4 .امینمم مثل خیلی از افراد دیگست که اینجا اومده تا در مورد بهبودش ار مواد مخدر بگه تا سرمشق خیلیای دیگه بشه :

من میدونم که باید سبک زندگیمو تغییر میدادم ولی اعتیاد بدترین چیزی بود که بهش متوسل شدم . من فقط تقریبا 3 هفته از اون افسردگی اومدم بیرون و بعدش همه چی مثل روز اولش شد .

5 . امینم خیلی وقته که تو اجتماعات عمومی ظاهر نشده

من چند بار سعی کردم تا به چند تا کلیسا سر بزنم و مردم خیلی سعی کردن تا باهام بطور معمولی برخورد کنن ولی خیلی هاشون میومدن جلو و امضا می گرفتن و اون موقع بود که واقعا داغون می شدم و بالاخره از یه کشیش خواستم تا کمکم کنه و اونو هفته ای یه بار می بینم .

6 . اینطوری به نظر می رسه که التون جان اسپانسرته .

من همیشه با التون حرف می زنم و اون هر هفته چکم می کنه تا بفهمه حالم خوبه یا نه . اون در واقع از اولین افرادی بود که واسه اینکه ترک کنم باهاش تماس گرفتم . اون همیشه منو به زندگی امیدوار می کرد مثلا می گفت : اوه لعنتی اون رنگین کمونو نگاه کن ... چقدر دنیا قشنگه و ...

 


  • آخرین ویرایش:جمعه 30 تیر 1391